سيد محمد كمره اى
314
روزنامه خاطرات سيد محمد كمره اى ( فارسى )
احتشامزاده كه ثبّاتى هم نكرده است به قدرى سختگيرى براى او كردند كه رئيس شعبه محاسبات يا شعبه ديگر داخله شود . مخبر السلطنه به هزار دفاع و زحمت او را عضو يك شعبه نموده . مدير الاياله مردهشورباشى حكومت كمره و گلپايگان و خوانسار را مىخواست و نداديم ، دشمن شده . آقا سيد هاشم حمايت از آنها مىكرد ، اظهار نمود كه ميرزا صادق خان بروجردى را مىخواهيم جاى معاون رياست تجارت عدليه بياوريم نمىشود . ثقة الملك را مىخواهيم به يك كارى در داخله كه سابقه خدمات دارد [ وارد كنيم ] نمىشود . وزارتخواهى تشكيليون تشكيليون هركدام پاى خود را از دايرهء وزارت پايين نمىگذارند . سليمان ميرزا با كمال شعف مدير يك شعبه داخله شد و ابدا نازى نمىكرد . بعد قدرى مذمت از نظام السلطنه و مدرس و تمجيدى از احتشام السلطنه نمود . بعد اظهار كرد كه بايد در اين موقع كارى كرد . گفتم تنها نمىتوانم و عناصر فاسد در طهران قوى هستند . بدون آنها اخلال و با آنها اعدام مقاصد . خوب است آقاى آقا ميرزا طاهر را ببينيد و عقيده او را اتخاذ و نظرات او را در مادهء اشخاص استنباط نمائيد . چون من به سلامتى و درستى او معتقدم . قدرى در خصوص محبوسين متهم به كميته مجازات و بىمعاشى آنها صحبت نموديم كه دولت خوب است يا مجازات يا معاش يا استخلاص . بعد ايشان ساعت سه و نيم از شب رفتند . من هم به قدرى از خوردن خسته و تنبل شده بودم كه قدرى تحرير و به زودى خوابيدم . عصر امروز هم ميرزا حسين خان فلاحزاده دعوت و تعيين به ناهار سهشنبه 29 پسفردا شد . پاكتى هم از آقا ميرزا عبد الله خان جامانده بود . [ امور روزانه ] دوشنبه 28 رمضان . - صبح دو از آفتاب بالا آمده بلند شده ، چايى خورده ، بتول روزه گرفته ، احمد رفت بازار پنج تخممرغ خريده عسلى نمودند . پاكت آقا ميرزا عبد الله خان كه ديشب جا مانده بود آن را هم برداشت رفت به مريضخانه ، تخمها را به اسماعيل و بعد پاكت را به خانه آقا ميرزا عبد الله خان برساند . من هم نزديك ظهر با ننه اسماعيل ناهار چلو و خورشت و پنير خورده ، قدرى به باغچه ور رفته ، قرآن هم قدرى تلاوت . همشيره عصر از خانه آمد و كاغذى از آقا ميرزا طاهر تنكابنى كه نصيحت به سيد على نمايم كه در خانه به همشيره اذيت